|
آموزش بهداشت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نكات فني طراحي و استفاده ا زمدل هاي آموزشي : آموزش بهداشت فر آيندي است كه بين اطلاعات بهداشتي و رفتار بهداشتي پلي بر قرار مي كندو د رفرد ايجاد انگيزه مي نمايد تا اطلاعات موجود را به دست اورده و به كار ببندد تا از رفتار هاي مضر دوري كند و رفتار سودمند را در خود ايجاد نمايد . هدف از اين كار اين است كه سالم بماند . انواع مداخلات آموزش بهداشت : آموزش بهداشت به عنوان مداخله گر داراي 4 نقش مي باشد : 1/ كاهش رفتار هاي منفي ( غلط ) بهداشتي 2/جلو گيري از افزايش رفتار هاي منفي بهداشتي 3/افزايش رفتار مثبت بهداشتي 4/ جلو گيري از كاهش رفتار مثبت بهداشتي آموزش بهداشت چيزي فراتر از اطلاعات و تبليغات است . قبل از اشاره به مدل هاي موجود در آموزش بهداشت مي بايست رفتار را تعريف و مشخصات ان را بيان نماييم . زماني كه شما مي خواهيد رفتار جديدي را به جامعه معرفي كنيد ، مي بايست معيار هاي زير را در تشريح آن رفتار در نظر بگيريد . معيار هاي رفتار : - رفتار مورد نظر برنامه آموزشي هر چند وقت يكبار مي بايست اجرا شود ( هر روز – چند روز يك بار – گاه به گاه – فقط يك بار ) - از نظر اجرا رفتار تا چه حد پيچيده است ؟ ( خيلي ساده – نياز مند آموختن مهارت هاي جديد ) - ميزان ساز گاري آن با رفتار هاي موجود تا چه حد است ؟ ( كاملا ناساز گار – تقريبا ناساز گار – ساز گار با رفتار هاي موجود ) - چه مقدار با رفتار هاي جديد مشابهت دارد ؟( كاملا جديد – تقريبا مشابه ) - چه قدر هزينه بر دار است ؟ - آيا منافع ناشي از انجام رفتار مود نظر در كوتاه مدت ، قابل مشاهده است ؟ - آيا رفتار مود نظر با احتياجات جامعه مطابقت دارد ؟ - رفتار مورد نظر تا چه حدي بر روي سلامت تاثير دارد ؟( به مقدار زياد – متوسط –خيلي كم )
مدل اعتقاد بهداشتي ( مدل روزن استاك ) : بر اساس اين مدل رفتار فرد به سه عامل بستگي دارد ( يك ، دو يا هر سه اين عوامل در رفتار فرد نقش خواهد داشت ) ا/ منافع و موانع درك شده : 2/ تهديد درك شده 3/ علائم براي عمل
1/ منافع و موانع درك شده : قبل از انجام هر كا ر در ابتدا فرد تمام منافع و موانع موجود را پيش خود سبك و سنگين مي كند و بر اساس اين تحليل ، رفتار را ( چه انجام يك كار و چه ترك يك رفتار ) را انجام ميدهد .
2/ تهديد درك شده : اين مطلب كه فرد درك كند د رمعرض خطر است به دو مسئله بستگي دارد الف : حساسيت درك شده : ( آيا فرد خود را نسبت به مسئله حساس مي داند ؟ ) ب: شدت درك شده : ( ايا فرد خود را در معرض تهديد حس مي كند ؟ )
3/ علائم براي عمل : شامل انواع پيام ها و انواع ارتباطات فردي و جمعي است . نقش اموزش در اين مدل اين است كه با توجه به شدت و حساسيت درك شده د رفرد باعث ايجاد تهديد درك شده شود تا منجر به رفتار پيشگيري كننده در فرد شود . منظور از رفتار پيشگيري كننده هر عملي است كه به منظور سالم ماندن توسط شخص انجام ميگيرد . يك فرد وقتي رفتاري را انجام ميدهد كه به اين نتيجه رسيده باشدانجام ان رفتار براي او سودمند است و اجراي رفتار باعث دست يافت او به هدف مورد نظر ميشود . گفتيم تهديد درك شده ، ماحصل حساسيت نسبت به مسئله و شدت درك شده مي باشد .
حساسيت درك شده : ايا فرد فكر ميكند ، ممكن است دچار بيماري شود ؟ اين بعد از مدل به درك شخص از در معرض خطر ابتلا بودن نسبت به يك بيماري ا شاره دارد . شدت درك شده : فرد بعد از بررسي و دروني كردن اطاعاتي چون ميزان درد ناشي از بيماري ، ميزان مرگ و مير ناشي از آن ، نتايج اجتماعي بيماري ( تاثير روي كار ، اثر روي زندگي خانوادگي ، ارتباطات اجتماعي ) در نهايت تصويري از شدت بيماري براي خود ايجاد مي كند . فرد جدي بودن بيماري را درك نموده و اين امر منجر به رفتاري پيشگيري كننده در وي مي شود . منافع درك شده : بر اساس حساسيت و شدت درك شده ، فرد رفتاري را انتخاب مي كند كه اولا بيشترين سود را براي او در بر داشته باشد ( سود فردي ، خانوادگي و اجتماعي و... ) و ثانيا در جامعه قابل دسترسي باشد . به طور خلاصه دو شرط مهم براي انجام رفتار1/ سودمند بودن 2/ قابل انجام بودن است .
موانع درك شده : يك جنبه با لقوه بوده و به صورت يك مانع براي انجام رفتار عمل مي كند . در دو جنبه بررسي ميشود : الف : هزينه – سود : به تجزيه و تحليل فرد در مورد سودمندي رفتار بر مي گردد . پاسخ فرد به اين سوال است كه ايا انجام رفتار ارزش هزينه پرداخت شده و يا وقتي را كه به آن اختصاص داده شده است را دارد ؟ ب: اثرات جنبي : ممكن است جنبه منفي رفتار به طور بالقوه براي فرد ناخوشايند ، دردناك ، ناراحت كننده ، نامناسب و يا وقت گير باشد. اين مسايل به عنوان جنبه منفي رفتار به صورت مانع بوده و د رانجام رفتار توسط فرد تاثير مي كذارد .
علائم براي عمل : محرك هايي هستند كه آغاز رفتار و تصميمات را سرعت مي بخشند . اين محرك ها به دو دسته تقسيم ميشوند : الف / داخلي ب/ خارجي علائم داخلي: مانند : بروز سردرد يا تب به دنبال يك رفتار كه مي توانند مانع انجام رفتار شوند .ژ علائم خارجي : شامل 1/ وسايل ارتباط جمعي 2/ ارتباط بين فردي مي شود. در طراحي مدل اعتقاد بهداشتي ، روان شناسان اجتماعي از جمله ( كرت لوين ) نقش مهمي داشته اند . اين مدل بر انگيزش ( MOTIVATION ) ، تجربيات گذشته فرد و بطور كلي بر روي تغيير در اعتقادات تمركز دارد . .و بر اين باور است كه تغيير در اعتقادات منجر به تغيير در رفتار ميشود . تعيين هدف بستگي به سطح آرزو و خواسته ( THE LEVEL OF ASPIRATION )دارد رفتار بر اساس اين كه مي تواند به هدف مورد نظر ختم شود يا نه ، داراي ارزش مثبت يا منفي ميشود .اين ارزشها در رفتار فرد بسيار مهم خواهند بود . اين ارزشها براي هر فرد انتزاعي است و در پاسخ به دو سوال مهم شكل خواهد گرفت : ( ايا اين عمل شدني است ؟ در صورت انجام براي فرد مفيد است ؟ ) ارزشگزاري افراد بر روي اهدافي خواهد بود كه بسيار موفقيت آميز ، قابل حصول و ساده باشد . در برنامه ريزي آموزش بهداشت ، بايد مشكلات و موانعي را كه در راه رسيدن به هدف وجود دارد ( تحت عنوان ارزشيابي منفي ) كاهش داده و آنها را حذف نمود . حساسيت افراد نسبت به يك مشكل داراي طيفي است كه از انكار مطلب شروع شده و به احساس جدي و واقعي بودن ختم ميشود . درجه جدي بودن مسئله توسط فاكتور هاي زير توسط فرد ارزبابي ميشود : 1/ تاثير فيزيكي 2/ تاثير رواني 3/ تاثير احساسي 4/ تاثير اجتماعي همان كه گفته شد اگر دو شرط حساس بودن و جدي بودن مشكل در ذهن فرد محقق شود ، فرد معتقد ميشود رفتاري را كه حساس بودن و جدي بودن مشكل را كاهش دهد ، انجام دهد .
مدل قصد رفتاري : ( تئوري عمل منطقي – مدل FISHBEIN ) بر مبناي اين تئوري انسانها خود به خود منطقي بوده و اطلا عاتي را كه د راختيار دارند به طور سيستماتيك مورد استفاده قرار ميدهند ، انسانها زماني دست به انجام رفتاري مي زنند كه از آن رفتار انتظار سود و ارزش داشته باشند ، مبناي اين امر . قضاوت خود فرد خواهد بود .
در اين مدل عامل تعيين كننده رفتار قصد فرد مي باشد . ( PERSONS INTEN TION ) . قصد لازمه انجام رفتار است ولي براي انجام رفتار كافي نيست . عوامل موثر در قصد :
1/عامل شخصي : ( PERSONAL INFLUENCE ): مربوط به سرشت خود فرد است . ارزشيابي مثبت يا منفي شخص از انجام رفتار است آحاد مردم نسبت به يك مسئله نگرشهاي متفاوتي دارند ، انجام يا عدم انجام رفتار معطوف به قضاوت شخصي است 0
2/عامل باز تاب تاثير اجتماعي : ( SOCIAL INFLUENCE ) :هنجار هاي انتزاعي و فشار هاي اجتماعي نيزناميده ميشوند. و به درك شخص از فشار هاي اجتماعي مربوط مي شود . اگر ميان نگرش فرد و هنجار هاي انتزاعي براي انجام يك رفتار تضاد وجود داشته باشد ، انجام يا عدم انجام رفتار وابسته به اين است كه كدام يك از اين دو قوي تر مي باشند . براي انجام يك رفتار فرد مي تواند تحت تاثير يك يا هر دوي اين عوامل فقرار بگيرد . در فرهنگ هاي بالاي اجتماعي و افراد تحصيلكرده ، غنصر انگيزه شخصي مهمتر و در افراد كم سواد ترو با سطح فرهنگي پايين تر ، عامل باز تاب تاثير اجتماعي اهميت بيشتري خواهد داشت . اعتقاداتي كه ماخذي براي نگرش فرد ميشوند (( اعتقادات رفتاري )) ناميده ميشوند . فردي كه اعتقاد دارد انجام عملي براي او داراي نتيجه مثبت است نسبت به انجام آن رفتار نگرش مثبت پيدا خواهد نمود . عكس اين مطلب نيز صادق مي باشد . تفاوت دو مدل قصد رفتاري( BIM ) و اعتقاد بهداشتي( HBM ) : در BIM قصد، پيش بيني كننده رفتار است در حالتي كه در HBM چنين رابطه اي وجود ندارد . در BIM اعتقادات با ارزشيابي نتايج تركيب ميشود ولي در HBM ارزشيابي از رفتار به طور صريح وجود نداشته و فقط نتايج حاصله از رفتار در لابلاي منافع ( BENEFITS ) مطرح ميگردد . در HBM هنجار هاي اجتماعي بسيار ضعيف عمل مي كند . تشابه اين دو مدل در مسئله قصد مي باشد .
مقايسه دو مدل قصد رفتاري و اعتقاد بهداشتي :
مدل PRECEDE ( مدل LOURANCE GREEN ): P= PREDISPOSING R=REINFORCING E=ENABLING C=CAUSES E= EDUCATIONAL D= DIAGNOSIS E=EVALUATION اولين سوال در اين مدل اين است كه نتيجه احتمالي حاصل از يك برنامه آموزشي چيست ؟ در اين مدل اول چراها و بعد چطور مطرح ميشود. ابتدا بايد بدانيم چه مي خواهيم . مثلا چگونه مي توان به سلامتي رسيد . چگونه مي توان از نكنولوژي استفاده نمود . در اين مدل براي طراحي يك برنامه آموزشي مي بايست از 7 مرحله عبور نمود : مرحله 1 :تشخيص اجتماعي : در اين مرحله مشكلات عمومي و اجتماعي مردم ( رفاه ، بيكاري ، تبعيض نژادي ، جرم ، بي قانوني و... ) بررسي ميشود. وظيفه طراح در اين مرحله اين است كه بفهمد مشكلات اجتماعي چه هستند و چه تاثيري بر سلامت دارند . مرحله 2: تشخيص اپيدميولوژيك : در اين مرحله دو دسته عوامل مطرح ميشوند . الف : عواملي كه مستقيما مرتبط با بهداشت مي باشند . ( مانند بيماري ، مرگ و مير ،ناتواني ، بار وري ) در بررسي اين عوامل به ( وقوع ، شيوع ، توزيع و مدت مسايل دقت ميشود . ) ب: عواملي كه مستقيما با بهداشت مرتبط نيست . مرحله 3 : تشخيص رفتاري : تعيين و تشخيص رفتار هايي كه با مشكل بهداشتي موردنظر ارتباط دارند و اولويت و شايستگي بيشتري براي حل كردن دارند . در اين مرحله وابستگي علت و معلولي را كه بين رفتار و سلامت وجود دارد را مشخص مي كنيم . بعد از تعيين هدف هاي رفتاري ، روشهاي خود را براي تعيين هدف رفتاري مشخص مي كنيم . در اين مرحله عوامل غير رفتاري نيز مورد بررسي قرار مي گيرند .
مرحله 4: شناخت عوامل موثر در رفتار بهداشتي : سه عامل بالقوه در رفتار بهداشتي اثر دارند : 1/ عامل مستعد كننده ( PREDISPOSING FACTOR ) : شامل( ارزش- دانش – ادراك – نگرش – اعتقاد – باور ) مي باشد .اين مسايل مي تواند در ايجاد انگيزه و القا نگرش در فرد نقش مثبت يا منفي بازي كند . 2/ عامل قادر كننده ( ENABLING FACTOR ) شامل امكانات – پول – وقت – دانش جهت انجام رفتار مي باشد . اين عوامل اجازه ميدهد يك خواسته يا آرزو توسط فرد شناخته شده و به مرحله عمل در آيد . اين عوامل به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشود : الف : مهارتهاي شخصي ( PERSONAL SKILLS ) ب: منابع ( RESOURCES ) 3/ عامل تقويت كننده ( REINFORCING FACTOR ) شامل عكس العمل اطرافيان يا اجتماع در زمينه پاداش يا تنبيه يك رفتار مي باشد . اين عوامل يك پاداش مستمر ، و يك محرك يا تنبيه را براي استمرار يا قطع رفتار فراهم مي اورد. مرحله 5: تشخيص آموزشي : در اين مرحله تصميم گرفته ميشود كه كداميك از عوامل بالقوه ( مستعد كننده – قادر كننده- تقويت كننده ) داراي اهميت بيشتري است به طور معمول مرحله 4 و 5 با هم به عنوان مرحله تشخيص آموزشي مطرح ميشوند . در اين مدل كليه هدفها به صورت جزيي مطرح ميشود و از مطرح كردن هدف به طور كلي پرهيز ميشود . بر اساس اين مدل طراحي برنامه آموزشي براي يك گروه هدف بر اساس دانش ( KNOWLEDGE ) و بدون توجه به فاكتور هاي قادر كننده و تقويت كننده ، بر نامه را با اشكال رو برو مي كند و حتي ميتواند باعث شكست برنامه آموزشي شود .. بر اساس اين مدل مي بايست ميان سه نوع اصلي فاكتور ( مستعد كننده – قادر كننده – تقويت كننده ) اولويت بندي نمود و سپس برنامه آموزشي را طراحي نمود . به عنوان مثال مي توان از ايجاد انگيزه و دليل منطقي براي رفتار و توسعه منابع بريا قادر نمودن فرد براي ادامه رفتار و از تنبيه يا تشويق و يا استفاده از عكس العمل رفتاري اطرافيان نسبت به رفتار براي ايجاد و استمرار رفتار سود برد . مرحله 6: تشخيص مديريتي : در حقيقت به نوع مداخله يا برنامه اجرايي است كه متخصص آموزش بهداشت جهت ايجاد تغيير رفتار مي بايست انجام دهد ، گفته ميشود . در اين مرحله بودج بندي برنامه ( نيروي انساني – مهارتهاي مورد نياز افراد – مواد و تجهيزات مورد نياز- زمان لازم )و همچنين عوامل موثر در اجراي برنامه و عوامل مانع شونده مشخص ميشوند .
مرحله7: ارزشيابي در اين مرحله بررسي ميشود ايا به هدف رسيده ايم يا نه ؟ آيا تغيير رفتاري مورد نظر انجام شده است .
مدل بزنف : ( BASNEFE) : جامع ترين مدلي است كه براي مطالعه رفتار و شناسايي رفتار و ايجاد رفتارهاي نو و جديد در جامعه بكار ميررود 0 اين مدل از تركيب مدل پرسيد و مدل قصد رفتاري تشكيل شده است 0 B = Behaviour ( رفتار ) A= Attitude ( نگرش ) SN = Swbjcetine Norns ( فرمهاي انتزاعي ) EF = Enabiling Faegors ( عوامل قادر كننده )
- طبق تئوري انتظار ارزشي ( value expcctancg thoory) مردم فقط زماني يك رفتار را انجام مي دهند كه خودشان به اين نتيجه برسند كه آن رفتار برايشان منافعي دارد 0 - ارزشهاي مورد نظر افراد جامعه براي انجام يك كار ممكن است متفاوت از ارزشهاي پرسنل بهداشتي درماني باشد 0 - فرد ممكن است قصد رفتاري را داشته باشد ولي بدليل اشكال موجود در عوامل قادر كننده مثل ( پول ، وقت – منابع – مهارتهاي ويژه مورد نظر -خدمات بهداشتي دردسترس و مناسب نتواند رفتار موردنظر راانجام دهد 0 - فرم انتزاعي ( S.N) = مفهوم فشار اجتماعي درك شده مي باشد 0 احتمالا فرد از خواسته هاي كساني كه برايش مهم تر از بقيه هستند تبعيت مي نمايد 0 - ممكن است ميان قضاوت فردي در مورد يك رفتار و نظر اطرافيان و جامعه ( كه آنها نيز براي فرد مهم هستند 0) تضاد وجود داشته باشد 0
- كاربرد مدل Basnef شامل بررسي رفتار از ديدگاه جامعه است
- در ابتداي جلسه آموزشي مي بايست با پرسيدن سوالاتي يك پژوهش سازمان يافته را انجام داد 0 - قبل از صرف وقت و انرژي براي ايجاد يك رفتار اطمينان حاصل نماييد كه جامعه از آن رفتار سود خواهد برد 0 - رفتار را دقيقا تعريف كنيد و بگوييد چه عوامل قادر كننده اي لازم است تا به وسيله آن در مردمي كه انگيزه دارند بتوانند كار انجام دهند 0 اين امر بعضا برنامه هاي سازمان يافته اجتماعي را طلب مي كند 0 در اين حالت لزوم كار كردن با پرسنل و مسئولين ارگانهاي ديگر وقتي اثر گذار بر سياستهاي دولت نيز حس ميشود 0 ـ در وجود SN بر خلاف انجام رفتار لازم است ، ميان جامعه رفته ، و رهبران را درشروع برنامه درگير نمود 0 ـموضوع تغيير اعتقادات و نگرش فرد بايستي عمدتا آخرين مرحل باقي بماند0 ـ برنامه هاي آموزشي بهداشت معمولا در به حساب آوردن عوامل قادر سازي و فشار اجتماعي قصور ميورزند0 ـ اگر يك جامعه اعتقاد دارد انجام يك رفتار منجر به نتايج غير مطلوب ميشود بايد تعيين شود چرا ؟ شايد لازم باشد رفتار ساده تر شود 0 يا تلاش در جهت ارتقا يك نگرش مطلوب انجام شود 0 ( بطور مثال ميتوان از بحثهاي گروهي مردم استفاده نمود 0 ) ( چنانچه منافع يك رفتار از طريق نمايش به وضوح نشان داده شود ، احتمال زيادي دارد كه جامعه متقاعد شود ) براي كار با جوامع ميتوان از منابع معتبر و قابل احترام اطلاعاتي در جامعه سود برد0 ـ طراحي خوب يك برنامه آموزش بهداشت بر مبناي خوب فهميدن جامعه و مشاركت اجتماعي در انتخاب اولويتها و اهداف استوار خواهد بود 0 مدل چند وجهي ( يا مراحل تغيير رفتار ) ( پروچسكا ) : تلاش ميكند رفتار بهداشتي فرد را مستقل و مجزا از مباحث تئوريك شرح داده و اندازه گيري كند 0 مرحله پيش ار تفكر يا قصد مراحل مرحله تفكر .و قصد – فرد هنوز از آمادگي كامل براي اقدام لازم برخوردار نيست مرحله عمل مرحله حفظ و نگهداري تئوري يادگيري اجتماعي : ( پاندورا ) اين تئوري به ارتباط بين فرد ( شامل فرايندهاي شناختي فرد ) رفتار و محيط تاكيد ميكند 0 فرد فرايند شناختي را به منظور تعبير و تفسير محيط و رفتار خويش مورد استفاده قرار ميدهد و نيز به طريقي رفتار ميكند كه محيط را تغيير داده و با پيامدهاي رفتاري دلخواه بيشتري مواجهه شود 0 يادگيري تغييري موضوع اصلي اين تئوري است 0 توانايي فرد در توليد و اجراي يك رفتار وقتي مي بيند شحص يا اشخاص ديگر اين رفتار را بروز ميدهد ، افزايش ميدهد 0 پاندورا اين توع جانشيني را به 4 واحد تقسيم ميكند 0 1- توجه به مدل 2- حفظ آنچه مشاهده نموده است 3- بازآفريني رفتار 4- تقويت رفتار از طريق فرايند ارزيابي خود تاثيري ، شخص سطح مهارتهاي خود را تشخيص داده و به اين سوال كه آيا ميتوانم آنرا انجام دهم ؟ و با چه كيفيتي ؟ پاسخ ميدهد و سپس از طريق تجزيه و تحليل فردي يا انجام شده از طريق ديگران فرد به سوال (آيا ارزش آنرا دارد ؟ ) پاسخ ميدهد 0 چنانچه فرد به هر دو سوال پاسخ بلي دهد وقوع رفتار محتمل است 0و در مرحله بعد تقويت واقعي واكنش محيطي به رفتار در تصميم گيري اينكه رفتار در آينده مجددا اتفاق افتاد كمك خواهد كرد 0
تئوري تعميق رفتاري : اين تئوري بر دو جنبه استوار تاكيد دارد : 1- مرتبط بودن پيام : ( همچنين قوي و شفاف بودن پيام) 2- اعتبار پيام دهنده فرد در صورتي در خصوص انجام يك رفتار بهداشتي تعمق نموده و اقدام مي نمايد كه دو شرط فوق حاصل شده باشد 0 تجزيه و تحليل رفتار بهداشتي در سيستم هاي ذهني به سمت تاكيد بر رفتار قابل مشاهده و وابستگي پيامد رفتار حركت ميكند 0 تقويت بارز وضعيت ميتواند به عنوان يك ابزار موثر براي تغيير رفتار بهداشتي به كار رود 0 بطور خلاصه ، اشخاص هنگامي تمايل به يادگيري و تغيير در رفتار خود دارند كه پيامهاي طراحي شده ، شفاف گويا و داراي محتواي قوي و مبتني بر نيازهاي آنان باشد 0 اعتبار پيام دهنده يا برقرار كننده ارتباط در تغييرات مورد نظر در رفتار و تداوم آن نقش اساسي و غير قابل انكاري ايفا ميكند 0
منابع : دستورالعمل هاي فني آموزش بهداشت- دفتر مديريت برنامه هاي آموزش سلامت – 1383 شجاعي زاده ، داود - مدل هاي مطالعه رفتار در آموزش سلامت – انتشارات وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي – چاپ اول 1379 قدوسيان،احمد، قاسمي برقي، سرمست حميده – مباني و كار برد تكنولوژي آموزشي در ارتقاي سلامت – انتشارات بحر العلوم قزوين [ دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ] [ 19:45 ] [ حسن شهبازی ]
تئوريها و مدلها در آموزش بهداشتبعنوان يک قسمت از هر برنامه ضروري است تا عوامل چندگانهاي را که روي رفتار تاثير دارند مشخص کنيم. اين عوامل بر حسب اينکه داراي تاثيرگذاري مستقيم هستند شامل: الف) فردي (يا درون شخصي) ب) بين شخصي ج) جامعه مي باشند. بر پايه اين سه مقوله مدلها و تئوريهايي که در زمينه آموزش بهداشت از 20- 30 سال پيش بوضوح بيان شدهاند.مدل اعتقاد بهداشتي مدل اعتقاد بهداشتي يکي از نخستين مدلهايي بود که براي برطرف کردن مشکلات بهداشتي، تئوريهايي را از علوم رفتاري وارد حيطه بهداشت کرد. اين مدل ابتدا توسط گروهي از روانشناسان در سال 1950 براي کمک به توضيح اين مسئله که چرا مردم از خدمات بهداشتي مانند آزمون x-ray قفسه سينه براي غربالگري سل و ايمن سازي بر عليه آبله استفاده نميکنند؟ بکار رفت. اين تحقيقات نشان داد که مردم از بيماري ميترسند و درجه ترس يا همان تهديد درک شده مردم را براي انجام اعمال بهداشتي ترغيب ميکند. مفاهيم اساسي که در مدل اعتقاد بهداشتي وجود دارند عبارتند از: 1) حساسيت درک شده: عقيده شخص در مورد شانس ابتلا به شرايط خاص 2) شدت درک شده: عقيده شخص در مورد اينکه وخامت و شدت اوضاع در چه حد است؟ 3) مزاياي درک شده: تصور شخص از اينکه بعضي از کارهايي که براي پيشگيري از بيماري انجام ميدهد تا چه حد موثر واقع مي شوند؟ 4) موانع درک شده: هزينه هاي اقتصادي و موانع رواني اعمال توصيه شده براي پيشگيري بسيار در اتخاذ اعمال پيشگيري موثر هستند 5) راهنما براي انجام عمل : اينها عمدتاً رويدادهايي دروني يا خارجي هستند که آمادگي فرد را براي عمل و تحريک رفتار معين مي کنند. نمونه هاي استراتژيهاي خارجي براي تحريک آمادگي عبارتند از رسانه هاي گروهي و مشاوره فرد با فرد هستند6) مفهوم ديگر که در سال 1988 براي ارضاي بهتر و برخورد مناسبتر با مشکلات بهداشتي مانند پرخوري، سيگار کشيدن و عدم تحرک اضافه شد، خود کارآمدي است. خود کارآمدي مفهومي است که نخست توسط آلبرت بندورا در تئوري شناخت اجتماعي يا يادگيري اجتماعي بکار رفت و به اطمينان شخص به توانايياش براي انجام موفقيتآميز کارهايش، اشاره مي کند.مدل اعتقاد بهداشتي جهت توسعه پيامهايي استفاده شد که مردم را براي اتخاذ تصميم درست ترغيب نمايد. در واقع اين مدل کمک مي کند تا رفتارها را بشناسيم، نقاطي که بايستي تغيير رفتاري داده شود را شناسايي کنيم و تصميم گيري را آسان سازيم. اين مدل براي تغيير رفتار در زمينه بيماريهايي مانند پرفشاري خون، اختلالات تغذيه اي، قرص هاي پيشگيري از حاملگي و خودآزمايي پستان کاربرد دارد.. بهرحال دو ضعف اصلي در مدل HBM وجود دارد که عبارتند از 1) موانع بهداشتي با ساير عقايد و نگرشهاي فرد و افراد محيط پيرامونش در رقابت هستند 2) تحقيقات دهه اخير در زمينه روانشناسي اجتماعي نشان داده که روند شکل گيري عقايد هميشه هم مقدم بر تغيير رفتار نمي باشد در حقيقت شکل گيري عقايد ممکن است پس از تغيير رفتار رخ بدهد. پس از ارائه مدل اوليه در سال 1950 در سال 1966 توسط روزن استوک مدل رسمي اعتقاد بهداشتي ارائه گرديد. در سال 1974 بيکر و مايمن اين مدل را تکميل نموده و تاکنون در دنيا بر اساس اين مدل عمل مي کنند. اين مدل عمدتا بر پيشگيري از بيماريها و رفتارهاي اتخاذ شده براي اجتناب از زنجيره ناخوشي ها و بيماري ها متمرکز است. اجزاي اصلي مدل HBM از تئوري روانشناسي و رفتار حاصل شده است. بر اساس اين تئوري رفتار انسان به دو متغير بستگي دارد: الف) ارزشي که توسط شخص بر روي يک هدف نهاده مي شود که به تئوري انتظار ارزش مشهور است يعني فرد وقتي رفتارش را تغيير مي دهد که به اين نتيجه رسيده باشد که انجام رفتار براي او سود داشته باشد. ب) تخمين فرد از احتمال اجراي رفتاري است که باعث دست يافتن به هدف مورد نظر مي شود. در کل بر اساس اين تئوري تغيير در اعتقاد لازمه تغيير رفتار است. از محدوديتهاي مدل اعتقاد بهداشتي اين است که سوالات مختلف در مطالعات متفاوت براي تعيين عقايد يکسان بکار مي رود در نتيجه هم طراحي آزمونها مناسب براي مدل اعتقاد بهداشتي و هم براي مقايسه نتايج مشکلات متعددي پيش روي ماست. مشکل ديگر آنکه عوامل ديگري بجزء اعتقادات بهداشتي نيز بر رفتار بهداشتي تاثير مي گذارند که فرهنگ، موقعيت هاي اجتماعي و اقتصادي و تجارب قبلي از آن جمله هستند. مدل اعتقاد بهداشتي غالبا براي تفسير پاسخهاي افرادي که در معرض خطر بيماري هستند ولي علايم بيماري را تجربه نکردند و افرادي را که با وجود اينکه از خطرات بيماري آگاهي دارند ولي براي کاهش آن کاري نمي کنند، مناسب است. روزن استک، لونتال، هوچ بان و کگلاس توجهشان بر افزايش استفاده از خدمات پيشگيري کننده مانند غربالگري و ايمن سازي بود. آنها پذيرفته بودند که مردم از بيماريها مي ترسند و اعمال بهداشتي در ارتباط با درجه ترس برانگيخته مي شد(تهديد درک شده) و اعمال کاهش باقوه ترس انتظار مي رفت بشرطي که آن پتانسيل از موانع کاربردي و روانشناسي براي اقدام سنگين تر بود(منافع). خود-سودمندي يا خود کارداني که همان اعتماد به نفس در فرد و توانايي اجراي موفق عمل مي باشد و در سال1988 براي برخورد مناسب اين الگو با چالشها و تغيير رفتارهاي عادتي غير بهداشتي مانند کم تحرکي، سيگار کشيدن يا پرخوري اضافه شد. در نهايت بيشترين کاربرد اميدبخش مدل اعتقاد بهداشتي براي کمک به توسعه پيامدهايي است که افراد را براي تصميم گيري بهداشتي ترغيب مي کنند. مدل مراحل تغيير : اين مدل در سال 1979 توسط پروچاسکا بنا نهاده شد. در سال 1980 پروچاسکا و ديکلمنته مدلي را با محورهاي اصلي آمادگي يک فرد براي تغيير، تلاش براي دگرگوني و پيشرفت بسوي رفتار سالم معرفي نمودند. مراحل مدل اينها از تحقيق در باب مسئله ترک سيگار و درمان اعتياد الکل و مواد مخدر منتج شد و در سالهاي اخير براي حل ساير معضلات بهداشتي مانند تغييرات تغذيه اي نيز بکار رفت. به تغيير در رفتار بعنوان فرايند نه يک حادثه نگريسته مي شود که فرد در سطوح مختلف انگيزه و آمادگي براي تغييرات قرار دارد. از آنجاييکه مردم در نقاط مختلف اين فرايند هستند مداخلات برنامه ريزي شده بايستي با هر مرحله منطبق باشند. شش مرحله که در اين مدل تعريف شده است عبارتند از: 1) مرحله قبل از تفکر- شخص از مشکل آگاه نيست و يا بطور جدي در مورد مسئله بهداشتي فکر نکرده است. 2) مرحله تفکر- شخص بطور جدي در مورد مسئله حادث شده فکر مي کند.3) مرحله آمادگي يا قصد- شخص برنامه براي عمل دارد و آخرين انطباقها را قبل از تغيير رفتار صورت مي دهد 4) مرحله عمل- شخص برنامه عملياتي ويژهاي را براي اصلاح رفتار و محيطش انجام ميدهد. 5) مرحله ماندگاري- فرد رفتار مورد علاقه و جايگزين شده جديد را ادامه ميدهد (مراحل توصيه شده بطور دورهاي براي جلوگيري از عود رفتار ناسازگار تکرار ميشوند). 6) مرحله نهايي- فرد هيچ تلاشي و هيچ مقاومتي براي عود رفتار نادرست انجام نميدهد. در عود شخص به رفتار سابقش رجوع ميکند و عود ميتواند در هر کدام از مراحل عمل و ماندگاري رفتار اتفاق بيافتد. اين مدل بيشتر از آنکه مدلي خطي باشد، مدلي دوار و چرخشي است. در حقيقت در طول اين سيکل دايرهاي فرد ممکن است در هر کدام از مراحل تفکر، قصد، عمل، عود و بازگشت مجدد به مدل قبل از آنکه به مرحله نهايي برسد از مدل خارج گردد.
مدل قصد رفتاري اين مدل توسط فيش بين در سال 1967 پيشنهاد شد و آجزن در سال 1975 کامل شد و بعنوان مدل رسمي در آموزش بهداشت ارائه شد. اين مدل بر اساس تئوري عمل منطقي و تئوري انتظار ارزش استوار است. بر اساس اين تئوري فرد وقتي رفتاري را از خود بروز مي دهد که براي او سودآور باشد. هدف نهايي اين مدل پيش بيني رفتار است و فرض بر اين است که قصد رفتاري تعيين کننده مستقيم رفتار است و بقيه عوامل غير مستقيم روي رفتار تاثير مي گذارند. ولي بايد دانست که قصد لازمه رفتار است وليکن براي انجام رفتار هميشه کافي نيست و همواره رابطه قطعي و صددرصدي بين رفتار و قصد نيست. قصد حاصل دو عامل است: الف) نگرش نسبت به رفتار که همان ارزشيابي منفي يا مثبت در مورد انجام يک رفتار است. اعتقاد درباره نتيجه رفتار و ارزيابي از نتايج شکل دهنده نگرشها هستند. اعتقادات زيربناي نگرش بوده و براي يک رفتار ابتدا، ارزشيابي مثبت يا منفي از نتيجه کار بعمل آورده و سپس نسبت به انجام آن اعتقاد مثبت يا منفي پيدا مي کند. ب) نرمهاي انتزاعي يا فشارهاي اجتماعي: افراد در جامعه تحت تاثير اطرافيان، کارکنان بهداشتي، رهبران مذهبي و غيره هستند و مجبورند خواست خود را بر مبناي نظر ديگران استوار کنند. تغيير نگرش مردم از باورهاي غلط بهداشتي با توجه به سطح سواد و فرهنگ، آموزش دهندگان را با مشکلات فراواني روبرو مي کند. بر عکس استفاده از فشارهاي اجتماعي افرا ذينفوذ و مورد اعتقاد نظير رهبران مذهبي و سياسي، ريش سفيدان و کارکنان بهداشتي و غيره در اتخاذ رفتار بهداشتي در کشورهاي جهان سوم از اهميت زيادي برخوردار است.
مدل پرسيد اين مدل توسط لارنس گرين و مارشال کروتر در سال 1980 بعنوان فرايندي که براي تغيير رفتار استفاده ميشود، ارائه شد. هر يک از حروف اين مدل معرف کلمهاي هستند که مجموعا تشکيل دهنده نام اين مدل ميباشند و به ترتيب عبارتند از: 1- مستعد کننده (P=predisposing) 2- تقويت کننده(R=reinforcing)آ 3- قادر سازنده(E=enabling) 4- علتها و موجبات ايجاد توانايي(C=causes) 5- آموزشي(E=educational) 6- تشخيصي(D=diagnosis) 7- ارزشيابي(E=evaluation) در مدل پرسيد نتيجه احتمالي يک برنامه آموزشي را پيش بيني کرده و منظر آتي اجراي يک برنامه را مشاهده مي کنيم. بر اين اساس در اين مدل از کل به جزء و از انتها به ابتدا برنامه ريزي مي کنيم. مدل پرسيد مدلي راهنما براي تجزيه و تحليل مسائل و مشکلات بهداشتي يا رفتارهاي بهداشتي است و عوامل موثر بر وضع سلامت افراد را مشخص کرده و به برننامه ريزان در راه رسيدن به اهداف برنامه کمک مي کند و بر دو جزء مداخله و ارزشيابي تاکيد مي کند. الگوي پرسيد جهت طراحي برنامه آموزش بهداشت گروههاي هدف و برنامه هاي بازآموزي پرسنل بهداشتي مناسب است و بر اساس علومي نظير اپيدميولوژي، علوم رفتاري، اجتماعي، مديريت و آموزش بنا شده است. در اين مدل براي رسدن به هدف طراحي مناسب برنامه آموزش بهداشت بايد از نه مرحله عبور کنيم و بنابراين شناخت نتيجه و اينکه چه مي خواهيم بسيار مهم است. در اين مدل به علل ريشه اي مسائل پرداخت و بر مبناي آن برنامه ريزي نمود، از اين رو کار کردن با اين مدل را به حل يک معما تشبيه کرده اند. مرحله اول : تشخيص اجتماعي يا ارزيابي کيفيت زندگي. در اين مرحله بر اساس ارزيابي برخي مشکلات عمومي مانند مسايل مربوط به کارکنان، کليه اقشار اجتماع و غيره به بررسي کيفيت زندگي مردم و اجتماع مي پردازيم. شاخص اجتماعي نظير رفاه، بيکاري، مشکلات محيط زيست، علل مرگ،... و کلا مسايل بهداشتي موثر بر کيفيت زندگي مردم در اين مرحله بررسي ميشود. در اين مرحله اولين وظيفه طراح اين است که بفهمد مشکلات اجتماعي چه هستند و چه تاثيري بر سلامتي دارند؟ اصولا هدف از برنامه هاي بهداشتي در نهايت ارتقاء کيفيت زندگي است، مشکلات و کيفيت زندگي روي هم اثر متقابل دارند. متخصصان مددکاري درصدد ارتقاء کيفيت زندگي هستند الزاما روي مشکلات بهداشتي نيز تاثير خواهد گذاشت و متخصصان آموزش بهداشت درصدد هستند تا با حل مشکلات بهداشتي کيفيت زندگي را بالا ببرند. براي شروع برنامه ريزي بايد به بررسي کيفيت زندگي جمعيت مورد بررسي پرداخت. کيفيت زندگي از دو طريق مورد بررسي قرار مي گيرد: الف) عواملي که بر کيفيت زندگي تاثير مي گذارند و به صورت آمار و ارقام قابل بيان هستند مانند درصد بيکاري، ميزان سواد ب) با پرسش از جمعيت مورد مطالعه مي توان به عواملي که به نظر آنها مانعي در راه ارتقاء کيفيت زندگي شان است پي برد. اين کار از طريق پرسشنامه و بحث گروهي مي تواند انجام گيرد. مرحله دوم: تشخيص اپيدميولوژيکي، شناخت مسائل بهداشتي که در ايجاد مشکلات اجتماعي دخالت دارند و مستقيما به سلامتي ارتباط پيدا مي کنند شناسايي و تعيين نمود. بايستي يکسري اطلاعات اپيدميولوژيک مربوط به مسايل بهداشتي را پيدا نمود مانند: أ) يکسري آمار و ارقام و اطلاعات مانند بروز و شيوع ب) اطلاعات اتيولوژيک ت) اطلاعات حاصل از نتايج تحقيقات و بررسيهاي سازمانها و آژانسهايي که در زمينه بهداشت در جامعه فعال هستند. متخصص آموزش بهداشت با استفاده از اين شاخص ها شدت و توزيع مسائل بهداشتي براي جمعيت هدف را تعيين کرده، مسائل بهداشتي را اولويت بندي نموده و با توجه به امکانات، مسايلي که اولويت بيشتري دارند را انتخاب مي نمايند. در هر جامعه اي با توجه به فرهنگ و سياستهاي حاکم بايستي عوامل غير بهداشتي موثر بر سلامت مردم را شناخت و برنامه ريزي آموزش بهداشت بر اساس آن صورت گيرد. بنابراين در اين مرحله دو مورد را بايد در نظر گرفت: الف) مشکلات مهم بهداشتي که در ايجاد مشکلات اجتماعي دخالت دارند و نهايتا بر کيفيت زندگي موثرند ب) عوامل غير بهداشتي مانند شغل، عوامل محيطي و غيره. مرحله سوم: تشخيص رفتاري تشخيص و طبقه بندي رفتارها بر اساس اهميت مسايل بهداشتي مورد نظر با تاکيد بر روي علل رفتار و تشخيص رفتار است يعني تعيين و تشخيص رفتارهايي که با مشکل بهداشتي مورد نظر ارتباط داشته واولويت بيشتري براي حل کردن دارند. در اين مرحله در نظر گرفتن دو عامل يا علت مهم است: الف) عوامل رفتاري که آن دسته عوامل يا رفتارهايي هستند که روي سلامتي و وضع بهداشت در جامعه تاثير گذارند. شاخص هاي رفتاري مطرح شده در اين مدل عبارتند از: اولا استفاده از خدمات بهداشتي؛ آيا افراد از منابع و امکانات بهداشتي استفاده مي کنند يا خير، مثلا واکسيناسيون مي کنند يا خير؟ ميزان استفاده از خدمات چقدر است؟ ثانيا، شناخت اعمال پيشگيرانه که هم به خود مراقبتي و هم به ميزان اطاعت و قبول در جامعه مربوط است. ب) عوامل غير رفتاري که منظور عواملي هستند که به رفتار خود فرد مربوط نمي شوند يعني بوسيله رفتار کنترل نمي شوند مانند عوامل محيطي من جمله آب و هوا، محل کار، محل سکونت همچنين عوامل شخصي مانند سن، جنس، مسايل ژنتيکي و عوامل اقتصادي يا تکنولوژيکي مثل ارايه صحيح خدمات بهداشتي و امکانات موجود مناسب. در مدل پرسيد متاسفانه به عوامل غير رفتاري توجه نمي شود. ترتيب انجام کارها در اين مرحله عبارتند از: الف) وابستگي علت ومعلولي را که بين رفتار و سلامت وجود دارد مشخص کنيم ب) هدفهاي رفتاري را معين نماييم ج) بر اساس اهداف رفتاري، روشهاي خود را تعيين کنيم. البته علاوه بر عوامل رفتاري علل غير رفتاري ني بايستي مورد بررسي قرار گيرند. عوامل مذکور مويد اين موضوع هستند که آموزشگر بهداشت صرفا نبايد فرد آموزش گيرنده را مورد نظر قرار دهد و او را سرزنش کند بلکه مي بايستي عوامل غير رفتاري موثر بر سلامتي را نيز مورد توجه قرار دهد. آموزش دهنده بايد آنها را بشناسد تا آگاهانه محدوديتهاي اجتماعي را شناخته و برنامه ريزي خود را با توجه به اين عوامل انجام دهد. بنابراين در مرحله تشخيص رفتاري مراحل زير بايد در نظر گرفته شود: 1- افتراق بين علل رفتاري و غير رفتاري مشکلات بهداشتي 2- تهيه فهرستي از عوامل رفتاري: مراقبت از خود، رفتارهاي پيشگيري 3- رتبه بندي رفتار بر اساس اهميت: تعيين اهميت رفتارها، حذف رفتارهاي کم اهميت از فهرست. 4- تعيين رفتارهاي قابل تغيير و سخت قابل تغيير که رفتارهاي قابل تغيير در اولوت هستند. 5- انتخاب رفتارهاي هدف مرحله چهارم: شناخت عوامل بالقوه موثر در رفتار بهداشتي اين مرحله ضروري ترين قسمت مدل پرسيد است که براي آموزش و تغيير رفتار مورد استفاده قرار مي گيرد. بر اساس تحقيقاتي که انجام شده به اين نتيجه رسيده اند که سه عامل بالقوه بر روي رفتار بهداشتي اثر دارند که عبارتند از: 1- عامل مستعد کننده: عواملي هستند که انگيزه يا دليل اساسي را براي رفتار فراهم مي کنند و بعنوان مزيت فردي محسوب مي شوند. اين عوامل شامل معلومات، نگرشها، دانش و برخي از عوامل دموگرافيک نظير سن، جنس، وضعيت اقتصادي-اجتماعي مي باشند. اينها در فرد انگيزه ايجاد مي کنند و همچنين در القاء نگرش مثبت و منفي موثرند. 2- عامل قادرکننده عواملي هستند که يک خواسته يا آرزوي فرد، شناخته شده و به حد نهايي درآيد. مهارتهاي شخصي و منابع در اين طبقه بندي جاي مي گيرند. اين عوامل گاهي بصورت مانع هستند مانند امکانات محدود شده، نداشتن اطلاعات جهت انجام رفتار و نداشتن پول و وقت. 3- عامل تقويت کننده: عواملي که پاداشهاي مستمر يا تنبيهي را براي انجام يک رفتار فراهم مي کنند؛ مربوط به عکس العملي است که اطرافيان در مورد انجام يک رفتار توسط فرد نشان مي دهند. عوامل حمايت کننده يا تنبيه کننده شامل خانواده، همسالان، معلمين، فراهم کنندگان بهداشت هستند. انجام يک رفتار حاصل جمع عوامل فوق هستند و اگر در مورد يک گروه آموزشي تنها از عامل دانش بدون توجه به عوامل قادر سازنده و تقويت کننده استفاده نماييم مطئنا برنامه آموزش بهداشت با مشکل و حتي شکست روبرو خواهد شد. در فرايند انتخاب عوامل فوق الذکر سه مرحله اساسي وجود دارد که عبارتند از: الف) تعيين کردن و دسته بندي فاکتورهاي مورد نياز براي تغيير رفتار، ب) تعيين اولويت از ميان دسته بنديها، ج) اجراي اولويتها مرحله پنجم: تشخيص آموزشي(تعيين روش و مواد) در اين مرحله برنامه ريز به تشخيص و تصميم در مورد ايم مسئله مي پردازد که کدام يک از سه عامل مستعد کننده، قادر سازنده و تقويت کننده داراي اهميت بيشتري است تا در برنامه ريزي آموزشي روي آن تاکيد بيشتري شود. مرحله 4 و 5 با هم مطرح مي شون و در واقع اين دو مرحله تشخيص آموزشي هستند. در مدل پرسيد بايستي کليه هدفها را ريز به ريز مشخص نموده و از مطرح کردن هدف بطور کلي پرهيز نمود. مرحله ششم: تشخيص مديريتي و اجرايي اين مرحله همان آموزش بهداشت است و وظيفه آن تعيين نوع دخالتي است که متخصص آموزش بهداشت جهت ايجاد تغيير رفتاري مي بايد انجام دهد. تعيين بودجه که روشي براي برآورد منابع لازم براي تحقق اهداف برنامه بصورت ايده آل است و همچنين فعاليتهايي مانند بررسي کارکنان مورد نياز و تعداد آنان که مهمترين اقدام ارزيابي بودجه در مورد پرسنل مي باشد و تعيين مهارتهايي که افراد آموزش ديده بايد کسب کنند، تعيين مواد مورد نياز و تخمين مدت زمان اجراي برنامه در اين قسمت جاي دارند. در اين مرحله ظرفيت ها و منابع مديريتي و اجرايي براي تنظيم و اجراي يک برنامه درسي بررسي ميشوند.
مرحله هفتم: ارزشيابي براي اينکه ببينيم برنامه به هدف خودش رسيده يا نه و آيا تغيير رفتاري مدنظر ايجاد شده بايستي ازشيابي نماييم. برنامه بايد دائما ارزشيابي شده تا در صورت لزوم تغييرات لازم ايجاد گردد. ارزيابي در سه سطح اجرا مي گردد: الف) ارزشيابي جريان برنامه(فرايند) که روند انجام مراحل مختلف برنامه با استانداردهاي مشخص شده مقايسه مي گردد. تشخيص زودرس و به موقع مشکلات اجرايي باعث مي شود که مديران برنامه مشکلات را قبل از گسترده شدن برنامه اصلاح و کنترل نمايند که اين مستلزم انجام مطالعه مقدماتي است. ب) ارزشيابي تاثير برنامه(ارزشيابي اثر) که روي اثرات فوري برنامه آموزشي متمرکز است . پاسخ به سوال آيا برنامه روي عوامل قادر سازنده، مستعد کننده و تقويت کننده تاثير داشته يا خير؟ در اين قسمت است و در واقع اين ارزشيابي تاثير برنامه را بر آگاهي، نگرش و عملکرد افراد ارزيابي ميکند. ج) ارزيابي بازده برنامه(نتيجه) که بدنبال اين است که ببيند آيا برنامه در درازمدت روي ميزانهاي بروز و شيوع تاثير داشته است يا خير؟ موضوعات مورد نظر ارزشيابي شامل نشانگرهاي کيفيت زندگي و وضعيت بهداشتي هستند .
مدل بزنف مدل بزنف از ترکيب دو مدل پرسيد و مدل قصد رفتاري بوجود آمده است اين مدل، مدلي مناسب براي بررسي نيازهاي اختصاصي آموزش بهداشت در کشورهاي در حال توسعه مي باشد. ساختار تشکيل دهنده مدل بزنف عبارتند از: رفتار، نگرش، نرمهاي انتزاعي و عوامل قادرسازي. کاربرد مدل بزنف در مطالعه رفتار و برنامه ريزي براي تغيير آن و تعيين عواملي که در تصميم گيري افراد براي انجام رفتار موثر هستند بکار گرفته مي شوند. اصلي ترين تفاوت مدل بزنف با مدل قصد رفتاري اين است که در مدل بزنف بر خلاف مدل قصد رفتاري هر قصدي الزاما منجر به رفتار نمي گردد بلکه فاکتورهاي ديگري مانند پول، مهارت، وقت، خدمات و امکانات موجود براي تحقق رفتار لازم است و براي برنامه ريزي بايستي توجه ويژه اي به اين عوامل نمود چرا که نرمهاي اجتماعي و نگرش افراد ممکن است افراد را مجبور به قصد براي رفتار نمايد ولي عوامل قادر سازنده مانع تحقق رفتار گردند. مراحل طراحي برنامه آموزش بهداشت با مدل بزنف عبارتند از: الف)ازسود آور بودن برنامه را قبل از هرگونه سرمايه گذاري براي آن مطمئن شويد. ب) رفتار مورد نظر کاملا تعيين شده و فاکتورهاي قادرسازي مورد نياز و امکان عملي آنها کاملا مشخص گردد. ج) پس از حصول اطمينان از امکان دستيابي به فاکتورهاي قادرسازي، بررسي بر روي فشارهاي اجتماعي موثر بر رفتار بهداشتي انجام مي گيرد و استراتژي موثر براي حل اين فشارهاي اجتماعي طراحي مي گردد. براي مثال وقتي افراد بانفوذ محلي مانعي براي انجام واکسيناسيون يا بهداشت محيط محسوب مي گردند بهترين استراتژي درگير نمودن آنها در فعاليتها مي باشد. د) بررسي نگرشها و اعتقادات در مدل بزنف در مرحله آخر صورت مي گيرد. بايد دانست آن قسمت از اعتقادات که در تجارب شخصي ريشه دارند بسختي قابل تغيير مي باشند و بايد دقت کرد که وجود فاکتورهاي غير قابل پيش بيني باعث ايجاد نگرش منفي در افراد مي گردد بعنوان مثال اگر طريقه واکسيناسيون به طريقي باشد که باعث کبودي و کوفتگي عضلات گردد موجب ايجاد نگرش منفي در کودکان مي گردد. ه) تاثير عوامل جمعيتي مانند سن، جنس، آموزش، سواد، مذهب و شغل بر روي عوامل تشکيل دهنده اين مدل اهيمت فراواني دارد.
[ دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ] [ 19:34 ] [ حسن شهبازی ]
ریزش مو یکی از مشکلاتی است که به جرات می توان گفت اکثر مردم دنیا با آن مواجه هستند. عوامل زیادی مانند عوامل محیطی، ژنتیکی، هورمونی ، برخی بیماری ها مانند اختلالات تیروئید ، آنمی ( کم خونی ) و نوع تغذیه در ریزش مو دخیل است. اهمیت رژیم غذایی را در حفظ سلامتی بدن به خصوص مو ، نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات اخیر ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم این امر را تایید می کند؛ چرا که استفاده از رژیم غذایی غربی ها به وسیله ی ژاپنی ها باعث اضافه وزن توام با ریزش مو در اکثر مردم شد. شایع ترین دلیل ریزش مو در زنان کمبودهای غذایی است، زیرا معمولاً برای کاهش وزن خود رژیم های غیر اصولی را به کار می برند که نتیجه ی آن بروز این مشکل است. همچنین کسانی که مواد غذایی حیوانی مصرف نمی کنند و به اصطلاح گیاهخوار هستند، به دلیل عدم اطلاع کافی در زمینه چگونگی مصرف غذاهای گیاهی، دچار کمبود پروتئین ، روی ، آهن ، اسیدهای آمینه ی ضروری ، ویتامین های گروه B و … می گردند. در زیر منابع برخی از عناصر مهم و موثر در سلامت مو ذکر شده است :
آنتی اکسیدان ها طبق نظر کارشناسان تغذیه می توان گفت ویتامین ها به خصوص ویتامین های گروه B مانند بیوتین، اسید فولیک ، پانتوتنیک اسید و برخی املاح مانند روی، آهن، گوگرد، سیلیس و مس اثرات مثبت زیادی بر روی مو دارند. آزمایش ها حاکی از آن است که مصرف بیوتین به صورت مکمل باعث تقویت و بهبود پوست به خصوص فولیکول های مو می شود. در ضمن در مورد کاهش مصرف نمک و اثر آن در توقف ریزش مو نظریه هایی ارائه شده است، اما در صحت این نظریه ها تردید وجود دارد . ولی در هر حال کاهش مصرف نمک برای سلامت عمومی بدن مفید است. دانشمندان ژاپنی بر اساس تحقیقات خود معتقدند که وجود چربی زیاد در رژیم غذایی مردان، مکانیسم طاسی را سرعت می بخشد. به این ترتیب که قسمتی از پوست سر آنزیمی به نام گاما- آلفا- رداکتاز تولید می کند. این آنزیم باعث تبدیل هورمون تستوسترون به دی هیدروتستوسترون (DHT) می شود که این ترکیب باعث ریزش مو می شود. غدد چربی مجاور هر فولیکول مو نیز این آنزیم را تولید می کنند. وجود چربی زیاد در غذا باعث تحریک غدد چربی و افزایش فعالیت این غدد برای تولید آنزیم نام برده می شود. بهترین توصیه این است که غذاهای مفید و خوشمزه اما کم چرب مصرف نمایید. البته این عمل باعث رویش موی جدید نمی شود، اما می تواند از ریزش سایر موها جلوگیری کند. به طور کلی باعث سلامت جسم نیز می شود. همچنین مصرف مقداری مخمر همراه یک لیوان آب پرتقال در صبح بسیار سودمند می باشد؛ زیرا مخمر منبع مناسبی از ویتامین های گروه B و املاح کمیاب ( املاحی که بدن به میزان خیلی کم به آن ها نیاز دارد) و اسیدهای آمینه است. به علاوه مصرف روغن ماهی و گردو که دارای اسیدهای چرب اُمگا- 3 و تخمه آفتابگردان که دارای اسیدهای چرب اُمگا-6 است ، مفید می باشد. برخی از مردم برای تامین مواد مغذی مورد نیاز خود تمایل دارند از قرص و دارو استفاده کنند و کمتر سراغ مواد غذایی مفید می روند. متخصصان تغذیه معتقدند که تنها 10 تا 20 درصد از مواد مغذی این قرص ها جذب می شوند و هنوز عوامل ناشناخته ی زیادی در غذاها وجود دارد که هنوز به شکل شیمیایی در داروها ساخته نشده اند، در نتیجه قرص و دارو هرگز نمی تواند جانشین غذا شود و فقط در مواقع ضروری از مکمل های غذایی می توان استفاده کرد. بررسی ها نشان می دهند که اسیدهای چرب اُمگا- 3 و اُمگا-6 با سلامت مو در ارتباط هستند؛ زیرا اغلب مردم وقتی منابع این نوع اسیدهای چرب را کمتر مصرف می کنند و یا اصلاً مصرف نمی کنند، دچار خشکی و شکنندگی مو ، خارش و شوره پوست سر و در نهایت ریزش مو می شوند. اسیدهای چرب اُمگا-6 شامل اسید لینولئیک و اُمگا- لینولئیک اسید می باشد و در روغن های غیر اشباع گیاهی مانند روغن ذرت، روغن کانولا، روغن سویا، روغن بادام زمینی و روغن آفتابگردان یافت می شوند. برای مقابله با موهای سفید مقاوم به رنگ
تکنیکی برای مقابله با موهای سفید مقاوم به رنگ “مردانساژ” به معنی “باز کردن پولک های سفید مو” است. در صورتی که کمتر از 20 درصد موهای شما سفید شده، ابتدا مقداری اکسیدان شماره ی 2 (9 درصد) روی تارهای سفید مو بمالید. پس از 10 دقیقه ، نم آن را با پنبه گرفته و سپس رنگ کردن مو را آغاز کنید. در صورتی که موهای شما بیش از 20 درصد تار سفید دارند، باید عمل “مردانساژ شامپو” را قبل از رنگ آمیزی انجام دهید. مردانساژ شامپو یک دکلره قوی است که از ریشه تا نوک مو زده می شود. مدت مکث آن(ماندن آن روی مو) نباید از 10 تا 12 دقیقه بیشتر شود، چون در غیر این صورت به پوست سر و ریشه مو آسیب می رساند. مردانساژ شامپو عملی بسیار حساس است که حتما باید به وسیله یک آرایشگر انجام شود. افرادی که تمایل دارند رنگ قرمز را روی موهای خود ثابت کنند یا زمینه رنگ موی خاکستری، زیتونی، طلایی و مات را به رنگ های قرمز، شرابی، مسی، آکاژ و بلوند تغییر دهند، می توانند از همین روش استفاده کنند. پس نباید زیاد نگران باشید، چون حتی سفید شدن موها هم راه حل دارد، فقط به شرطی که روش برطرف کردن مشکل را بدانید. منبع: takbanoo.wordpress.com آرایش صورت
کردم که این هنر زیبا را در حد توان آموزش بدم.
انجام ارایش زیبا نیازمند داشتن پوستی زیباست ،برای پاکسازی و آماده کردن صورت مراحل زیر را با دقت انجام بدید: - صورت را با پنبه به شیرپاکن آغشته کرده و با پنبه دیگری پاک کنید -پنبه تمیزی به لوسیون پاک کننده آغشته کرده وشیرپاکن به جا مانده را تمیزکنید -صورت را با آب بشویید -با یک کرم ویتامینه صورت را ماساژ دهید(آموزش ماساژ در مطالب بعدی) -صورت را با آب و پنبه بشویید -مقداری کرم لایه بردار(پیلینگ یا اسکراپ)در ظرف شیشه ای ریخته با چند قطره آب مخلوط کرده و به کمک برس رژگونه روی پوست بمالید وبعد از 1دقیقه بشویید -حوله تمیزی را در آب داغ فرو برده وآب اضافه آنرا بگیرید وروی پوست بگذارید -از یک ماسک تقویتی استفاده کنید -صورت را با آب شسته از کرم مرطوب کننده و ضد آفتاب استفاده کنید.
راهنمایی: فبل از شروع کار لوازم را با الکل70% ضدعفونی کنید،برای پوست های چرب به جای لوسیون از تونیک استفاده کنید، می توانید از ماسک پروتئینه ایوروشه استفاده کنید،بجای کرم مرطوب کننده از شیربدن نیوا استفاده کنید،تا 48 ساعت بعد از پاکسازی صورت را بند نیاندازید،درصورتی که پوست شما تحت درمان است با پزشک مشورت کنید. حقایقی در مورد محصولات ضد پیریآیا هر روز صبح که به آیینه نگاه می کنید متوجه می شوید که میزان چین و چروک صورتتان افزایش یافته است؟ اما نگران نباشید، شما تنها نیستید. در حالیکه یک یا دو چین و چروک در صورت یک مرد، به ویژگی های ظاهری وی اضافه می کند همان چین و چروک در صورت یک زن علامت پیری می باشد. پس آیا روشی وجود دارد که در وهله اول بتوانیم مانع از پدیدار شدن چین و چروک در صورتمان شویم؟ بر اساس تحقیقاتی که در انگلستان انجام شده در حدود یک سوم جمعیت زنان این کشور از محصولات ضد پیری استفاده می کنند و به همین ترتیب تولید محصولات ضد چین وچروک پوست بسیار مورد توجه کارخانه های تولید لوازم آرایشی قرار گرفته است. طبق آخرین تحقیقات صورت گرفته عوامل ژنتیکی نقش اندکی در روند پیری پوست ایفا می کنند و حقیقت این است که نحوه زندگی تأثیر بیشتری بر این روند دارد. ادامه مطلبپاک سازی پوست
یکی از مراقبتهای اساسی پوست، پاکسازی پوست است. پاکسازی پوست می تواند با حذف سلولهای مرده ی سطح پوست و برداشتن گرد و غبار و مواد آرایشی و چربی اضافی در سطح پوست و باز کردن منافذ آن، باعث تنفس پوست شود. چندین گروه پاککننده داریم، مثل: شیر پاککنها، کرمهای پاککننده، لوسیونهای تمیزکننده، فومها و یا فرآوردههای کفزا، صابونهای آرایشی و پاککنندههای آرایش چشم. ادامه مطلب علت و بهبود جوش های پوستی جوش زدن(آکنه) یا به دلیل افزایش تولید چربی توسط غدد چربی پوست است یا به علت کاهش تخلیه ی غدد چربی و در نتیجه تجمع چربی و فولیکولهاست و از نظر علمی هیچ ارتباطی با تغذیه ی افراد ندارد. در بررسیهای به عمل آمده بر روی دو هزار بیمار مبتلا به آکنه اثبات شده که جوش زدن ارتباطی با تغذیه و مصرف شیرینی و شکلات ندارد. ولی باز هم در برخی موارد به علت اصرار زیاد بیماران، رژیم غذایی خاصی برای آنها تجویز می شود. ادامه مطلبپوست شما از چه نوعی است؟
به طور کلی پوست افراد مختلف بر اساس چربی و ترشحات آن به چهار نوع تقسیم میشوند: منبع: arayesh.com [ دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ] [ 19:12 ] [ حسن شهبازی ]
[ دوشنبه سوم اسفند 1388 ] [ 19:36 ] [ حسن شهبازی ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||